در حال بارگذاری ...
  • آخرین اخبار

     
  • جرج استیونسن

    نام لاتین : George Stephenson
     
    اختراعات :

    لوکوموتیو و پایه گذار و طراح ریل آهن

     

    قطار یکی از مهمترین ابزارهای مسافرتی به شمار می رود ، که وجود این وسیله نقلیه مفید و مردمی را مدیون مخترعش ، جرج استیونسن هستیم. این مرد معدنچی با قوه ابتکار خود توانست نخستین سیستم لوکوموتیو را ابداع کند و برای راحتی مردم قدم بردارد. جرج استیونسن در ۹ ژوئن ۱۷۸۱ در یک خانه فقیر نشین واقع در نزدیکی شهر نیوکاسل انگلیس چشم به جهان گشود. پدر جرج یعنی رابرت استیونسن مرد فقیری بود و در معدن زغال سنگ کار می کرد و با مزد کمش زندگی خود و همسر و چهار فرزند قد و نیم قدش را می گرداند. خانه جرج در نزدیکی معدن زغال سنگ واقع بود و همه مردم آن روستا علاوه بر کار در مزرعه به کارگری در معدن ویلم در نزدیکی نیوکاسل نیز مشغول بودند و با فقر دست و پنجه نرم می کردند و اکثرشان به بیماری های ریوی مبتلا بودند زیرا بیش از ۹ ساعت در طول شبانه روز را در معادن تاریک و بدون هوا کار می کردند. پدر جرج نیز از این مسئله مستثنی نبود. او شب تا صبح سرفه می کرد و تنگی نفس داشت.

     

     

    جرج علی رغم سن و سال کمش غصه پدر را می خورد و برای این که بارکاری پدرش را کاهش دهد و پدر اوقات استراحت بیشتری داشته باشد در ۶ سالگی مشغول کار در معدن شد. از این رو نتوانست مانند بچه های هم سن و سال خودش به مدرسه برود. او روزها قبل از طلوع خورشید از جای بر می خواست و با توشه مختصری که مادرش برای او می پیچید پیاده راهی معدن می شد و مسافت ۷ کیلومتری را با پای پیاده و کفش های بزرگ تر از اندازه که متعلق به برادرش بود ، تا معدن طی می کرد. شب ها نیز خسته به خانه باز می گشت و دستمزد ناچیزش را به مادر می داد تا برای خانواده مواد غذایی تهیه کند.

     

    جرج با این حال که کم سن و سال بود اما مانند بزرگترها فکر می کرد. در معدن به حمل زغال سنگ می پرداخت و در اوقات استراحت برای ناهار کفش های معدنچیان را تعمیر می کرد تا در آمد بیشتری داشته باشد. حتی گاهی اوقات نان و پنیری را که مادرش برای وی گذاشته بود به معدنچیان می فروخت. زندگی به همین روال گذشت تا به سن ۱۷ سالگی رسید. او تا آن زمان وقتی برای یادگیری و سواد آموزی و تحصیل علم نیافته بود. برای این که در کار خود پیشرفت کند و بتواند به درجه سرکارگری برسد باید با سواد می شد. در ۱۷ سالگی بود که شروع به تحصیل کرد. البته مدرسه نمی رفت بلکه با کتاب های برادر کوچکترش سواد آموزی را آغاز کرد و اشکالاتش را از برادر کوچکتر خود ویلیام می پرسید و رفع می کرد.

     

    پیشرفتش در تحصیل علم و یادگیری الفبا شگفت انگیز بود. شب ها که از سر کار می آمد در گوشه ای از خانه می نشست و کتاب می خواند. بالاخره در مدت ۶ ماه توانست باسواد شود و در مدرسه روستای خود امتحان دهد و مدرک دوران ابتدایی را بگیرد. از این رو به درجه سرکارگری معدن درآمد. وقتی حقوقش به ۱ پوند رسید فکر کرد که باید زن بگیرد. او از کودکی دلباخته دختر همسایه شان بود. فانی ایزا بلا دختر هندرس مزرعه دار بود .آنان از لحاظ مالی رو به راه تر از خانواده استیونسن بودند لذا پدر فانی ایزا بلا با این وصلت مخالفت کرد اما با مشاهده پشتکار جرج تصمیم گرفت دخترش را به این کارگر فقیر معدن بدهد.

     

     

    گویی جرج نباید روی خوشی را ببیند ، چندی بعد از ازدواج ، همسرش بر اثر بیماری تب حصبه از دنیا رفت و جرج با زنی دیگر به نام الیزابت هیدمارش که در دوران نوجوانی در راه معدن با او آشنا شده بود ازدواج کرد. استیونسن به زندگی ساده کارگری و کار درمعدن ادامه داد اما از عهده خرج خانواده اش بر نمی آمد. پس تصمیم گرفت به فکر کار دیگری باشد. او همیشه به این مسئله فکر می کرد که ای کاش روشی ساده برای حمل و نقل زغال سنگ از معدن پیدا کند. او که خودش روزی بار سنگین زغال سنگ را از معدن به بیرون حمل می کرد طعم سختی آن را چشیده بود و دلش به حال پیرمردهایی که برای امرار معاش مجبور به حمل گونی های سنگین زغال سنگ از معدن بودند می سوخت. او فکرش را به کار انداخت تا وسیله ای ابداع کند که به راحتی زغال سنگ را از معدن به بیرون حمل کند.

     

    او به طور جدی به فکر ساختن لوکوموتیو افتاد. البته قبل از او یک مرد فرانسوی لوکوموتیوی بر اساس ماشین بخار جیمز وات ساخته بود اما متاسفانه در موقع به کار انداختن آن منفجر شد و ابداعش عملی نشد. یک مرد اسکاتلندی به نام ایشارکرووی نیک هم لوکوموتیوی ساخت ولی چون از او حمایت نشد نتوانست اختراع خود را به اتمام برساند. جرج استیونسن جوان تصمیم گرفت با استفاده از تجارب مخترعان پیشین خود یک لوکوموتیو بدون عیب و ایراد بسازد. جرج در سال ۱۸۱۴ برای تهیه وسایل لازم مجبور به فروش همه جهیزیه همسرش شد و به شهر رفت و چند وسیله مورد نیاز دست دوم و زنگ زده خریداری کرد. در ابتدا لوکوموتیو مورد نظرش را طراحی کرد. او می خواست وسیله ای بسازد که توانایی حمل بیش از ۲۵ تن زغال سنگ را داشته باشد. او ریل آهنی را تعبیه کرد و بر روی آن واگن هایی سوار کرد که به راحتی بر روی ریل ها حرکت کنند.

     

    مجسمه جرج استیونسن

     

    سرانجام بعد از تلاش های پیگیر و شبانه روزی توانست لوکوموتیو خود را بسازد و به نظاره همگان بگذارد. او در ۲۷ سپتامبر ۱۸۲۵ نخستین قطار از استوکتون تا دارلینگتون که حدود ۱۵ کیلومتر بود را به راه انداخت. روزی که قرار بود این قطار به راه بیافتد هزاران نفر در محل اجتماع کرده بودند ولی نه برای این که موفقیت عظیم استیونسن را تشویق کنند و به او آفرین بگویند بلکه اجتماع کردند تا انفجار لوکوموتیو را تماشا کرده و به کار این مرد جوان بخندند. استیونسن خود به شخصه پشت این لوکوموتیو نشست تا اگر هر اتفاقی می افتد برای خود او باشد. این قطار می توانست ۶ واگن پر از زغال سنگ را به وزن ۸۰ تن حمل کند. قطار استیونسن بدون مشکل به راه افتاد و تا پایان ریل حرکت کرد. او ازقطار پیاده شد و به مردم نوید داد که به زودی قطارش را گسترش خواهد داد و این لوکوموتیو به یک وسیله نقلیه برای مسافرین تبدیل خواهد شد.

     

    شهرت استیونسن بر سر زبان ها افتاد. او بعد از دست یابی به این موفقیت یک خط راه آهن بین لیورپول و منچستر ساخت. البته قطارهای آن دوران در مدت زمان طولانی به مقصد می رسید اما همین وسیله حلزون وار یک پدیده شگفت انگیز به شمار می رفت. در سال ۱۸۲۹ یک شرکت ارابه سازی سرمایه هنگفتی را در اختیار استیفتسن گذاشت تا خط راه آهن را گسترش دهد. از آن به بعد به سرعت ساخت راه آهن های دیگر آغاز شد. حالا شهرت و معروفیت استیونسن فقیر عالمگیر شده بود و از هر سو به او سفارشات زیادی ارایه می شد. استیونسن فقیر به یک باره مردی ثروتمند شد. البته این ثروت را به راحتی به دست نیاورده بود بلکه با کار و تلاش و فکر ابداعش را جامه عمل پوشاند. پسرش روبرت استیونسن به دنیا آمد و شادی زندگی او را دو برابر کرد.

     

    پل ساخته شده توسط جرج استیونسن برای راه آهن منچستر - لیورپول

     

    استیونسن از این که توانسته بود وسیله ای راحت برای حمل زغال سنگ از معدن ابداع کند و برای کارگران فقیر و زحمتکش کاری انجام دهد بسیار خوشحال بود. او هیچ گاه فقرا و کارگران گرسنه را فراموش نکرد و هر ماه به خانواده کارگران روستایش مقرری می داد تا آنان با مشقت زندگی نکنند. وی در سال ۱۸۴۸ و در سن ۶۷ سالگی بر اثر حمله قلبی در چسترفیلد انگلیس چشم از جهان فرو بست و مبلغ ۴ میلیون پوند را از خود به جای گذاشت.




    نظرات کاربران